پول درفرون از فضای آنلاین
بیایید فرض کنیم شما تازه از تو کارتن ساخته شده و به سادگی گذاشته اند در اینترنت. از طرفی پول لازم و باید به روش پول آنلاین در بیاورید. این وسط استارتاپی هم راه انداخت که برای شروع کاری چند پولی در دست و بالش نیست. You also see the business owners of the new Internet، who have come to the fortune of a blind bearer of lean information، and therefore fears you will not waste that little money either by mistake. چگونه می خواهید در محیط وب وب پول در بیاورید؟
در اینجا شما را با 5 اصل آشنا می کنیم که در شروع کار حسابی به کمک می رسند:
1. قبل از اینکه محصولات خود را بر روی سایت ببرید، بازخورد فروششان را بگیرید
بهبه و چهچه دوستان و همسایگان و فک و فامیل را بگذارید کنار. به اینکه کسی از نزدیکان بگوید کارتان حتما میگیرد و جنسهایتان تا دانهی آخر به فروش میرسد، اعتنایی نکنید. خیلی از این اظهار نظرها بیشتر از اینکه بیانگر حقیقت باشد، آرزوی موفقیت آن اشخاص برای شماست، پس گول حرفی را نخورید که از سر خیرخواهی زده میشود.
به جای این کار بروید داخل بازار و از مشتریان احتمالیتان (که دوست و رفیقتان نیستند) بازخورد واقعی جمع کنید. بعضی از کارآفرینها قبل از اینکه هرگونه سرمایهای داخل کار بریزند، از تست «آیا مردم کیف پولشان را درمیآورند؟» استفاده میکنند.
برای مثال فردی به نام آدام کالینان (مؤسس شرکت BottleKeeper) به ذهنش رسید «دستگاه بطری خنککن» درست کند. این آدم رفت روی سایت Fundable و محصولش را پیش فروش کرد. کمپینی که او به راه انداخت، توانست 14000 دلار جمع کند – یعنی 280 درصد بیشتر از 5000 دلاری که هدف اولیهاش بود.
علاوه بر Fundable، وبسایتهای معروف دیگری نظیر Kickstarter ،Indiegogo و Rockethub هم هستند که افراد میتوانند واردشان بشوند و ایدههایشان را در آنجا مطرح کنند تا اگر مردم خوششان آمد، سرمایهگذاریمردمی را دریافت کنند و به زخم کارشان بزنند.
*
از وبسایتهای ایرانیِ جذب حمایت مالی برای استارتاپ میتوان به وبسایت دونیت اشاره کرد.
سوجان پاتِل، نایبرئیس بازاریابی در When I Work پیشنهاد میکند که برای بدست آوردن بازخورد از مشتریان میتوان از «ابزار نظرسنجی بینش مشتری» هم استفاده کرد. (نظیر Qualaroo و Client Heartbeat)
اگر هنوز در اول راه هستید، فایدهی نظرسنجیها این است که بستری را بوجود میآورند تا از توقعات مشتریان راجع به محصول یا خدماتتان آگاه شوید و بدانید که مشتریان دوست دارند کدام مشکلاتشان حل شود. اما اگر کسبوکارتان راه افتاده است، میتوانید از مشتریها بپرسید نظرشان راجع به فلان محصول یا خدمات چیست و اینکه آیا حاضرند باز هم از آن محصول یا خدمات استفاده کنند یا نه؟ چرا؟
اما کار دیگری که میتوانید بکنید این است که بروید از آدمهای فعال در آن حوزه مشورت و بازخورد بگیرد.
2. وبسایت بزنید
جوئل ویدمر، مؤسس Fluxe Digital Marketing میگوید: «باید وبسایت داشته باشید – نه فقط برای ارجاع مشتریان به آنجا – بلکه به این خاطر که رد پای دیجیتالی برند شما را بسازد. وبسایتی بسازید که در عین سادگی، اوریجینال باشد.»
سه قدم آسان برای داشتن وبسایتی کمهزینه و باحال (برای فروش محصولات یا ارائهی خدمات):
1. از یکی از سیستمهای مدیریت محتوا (CMS) نظیر WordPress استفاده کنید که هم محبوب است، هم کاربرپسند و هم مجانی. CMSهای دیگری هم در اینترنت هست.
2. اسم دامنه (مثلا abcd.com) را ثبت کنید و هاست بخرید.
3. CMS خود را با اضافه کردن پلاگینها (افزونهها) و تِمها شخصیسازی کنید. از WooCommerceمیتوانید تِمهای مجانی برای WordPress بگیرید (مثل تِم Storefront) و از WP eCommerce وMarketPress هم میتوانید برای دریافت پلاگینهای مُفتی استفاده کنید.
3. رقبا و مشتریان را بشناسید
هم درباره برندهای رقیب و هم راجع به برندهای مکمل خودتان تحقیق کنید (مثلا اگر در کار فروش آژیر خطرِ حریق هستید، دنبال وبسایتهای «امنیت خانه» بگردید). ویدمر اعتقاد دارد مشتریان در وبسایتها میچرخند و دنبال برندهای رقیب و مکملتان هم میگردند. بد نیست از ابزاری نظیر SimilarWeb و سایر ابزار جستجوی گوگل (که در پایین صحفهی جستجوی گوگل قرار دارد) استفاده کنید تا بفهمید مشتریان بالقوهتان از چه سایتهایی بازدید میکنند.
LinkedIn هم سایت خوبی است و میتوانید داخلش مشاهده کنید برندهای رقیبتان با چه کسانی در ارتباط هستند و چه جور آپدیتهایی پُست میکنند. Google Trends برای مشاهدهی کلیدواژههایی که بیشتر استفاده میشوند، ابزار بسیار مناسبی است. برای زمانی که میخواهید تنظیمات بهینهسازی موتور جستجو (یا همان SEO) را انجام بدهید، اطلاع از کلیدواژههای پرکاربرد خیلی حیاتی است.
4. برای فروش و بازاریابی برنامه عملیاتی درست کنید
یعنی تصمیم بگیرید که تا تاریخ چند تا کالا باید به فروش برسد (یا چند مورد خدمات در مورد پول ارائه شود). پرچم بزنید و سعی کنید به آن برسید. حتی اگر هم بهش نرسیید، حداقل نقشه ها را داشته باشید.
یکی از راههای رسیدن به این هدف این است که تعیین اهداف بازاریابی خود را مشخص کنید. مثلا با علم به ثروت عظیم شبکه های اجتماعی، بازاریابی کالا یا خدمات خود را در یک دوتا که می دانید رفتار مخاطبان آن است، راه اندازی کنید. اینجور شبکه ها برای بازاریابی محصولات جدید خیلی خوب عمل می کنند.
همچنین دو استراتژی بازاریابی مؤثر و رایگان دیگر مانند وبلاگنویسی در وبلاگ شخصی و وبلاگنویسی در سایتهای جامع (به عنوان مهمان نویسنده) نیز استفاده کنید. این استراتژی کمک می کند محتوای بیشتری از محصول ایجاد کنید. سعی کنید با استفاده از ارتباط پل ارتباطی در وبلاگ، خوانندگان را تشویق کنید که به سایت اصلی خود بپردازند و حساب کاربری و عضویت در خبرنامه. باید یک بلاگر درست کنید که کلیککورش بالا باشد
راستی، فیسبوک هم خدمات تبلیغ پولی دارد.
5. تا جایی که می توانید از خودتان مایه بگذارید
طرز فکر خودکفایی، برای کسانی که دارای محدودیتی هستند، پول خوبی را ذخیره می کند. آدام کالینن (Adam Callinan) کارآفرین موفقی که پس از مشورت با آدمهای موفق در این زمینه، سایت تجارت الکترونیکش را از صفر درست کرد، معتقد است: «بهره گیری از چنین دیدگاهی باعث می شود که کنترل و برندسازی از دست برود. به ویژه در آن اول کار، برای هر کار نیروی جداگانه نگیرید. خودتان را بالا ببرید و هر کاری که از دستتان می افتد انجام دهید. »
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر