۱۳۹۷ آبان ۲۲, سه‌شنبه

https://keramatzade.com/6-Way-to-Understand-Your-Succeeding-Success

کمی می‌توانیم متعهدانه و با موفقیت پیش برویم

6 راه شناخت علایق خود که به موفقیت برسیم


شناخت علایق دختر
وقتی پای انتخاب و تصمیم گیری به‌ میان می‌آید، کار خیلی سخت می‌شود. سردرگمی، شک و دو راهی‌های موجود در مسیر انتخاب‌هایی که با شناخت علایق سر و کار دارند، بسیار پیچیده هستند. مثلا انتخاب رشته تحصیلی یا دانشگاهی برای بعضی از افراد واقعا سخت است چون نمی‌دانند دقیقا به چه چیزهایی علاقه دارند و از چشم‌انداز آینده تصویر واضحی ندارند. درواقع قبل از اینکه کاری را شروع کنیم، لازم است میزان علاقه خود نسبت به پیگیری و انجام آن را بدانیم. اگر بی‌ هدف و بدون شناسایی درست خواسته‌ها، قدم در راه بگذاریم با احتمال بسیار کمی می‌توانیم متعهدانه و با موفقیت پیش برویم. در این نوشته مواردی عنوان‌ شده که به ما یاد می‌دهند چگونه شناخت علایق‌ رابدانیم و آنها را رشد بدهیم. با ما همراه باشید.

1. شناخت علایق و تعریف چشم‌انداز مناسب


شناخت علایق و استعداد
در گام اول باید چشم‌انداز و مسیری دقیق و دلخواه برای خود ترسیم کنیم. وقتی با نگاه منفی پیش می‌رویم و از قبل خود را بی‌ میل و بازنده می‌پنداریم، بدیهی است که نمی‌توانیم هدف گذاری مطلوبی داشته باشیم. باید باور کنیم، برخی از کارها برای‌مان دل‌پذیر است و زندگی ما نیز با وجود برخی اهداف و حضور در برخی مسیرها خواستنی‌تر و دوست‌داشتنی‌تر می‌شود. پس با شناخت علاقه و تعریف چشم‌اندازی زیبا از آن، به‌سمت رشد و شکوفایی پیش خواهیم رفت.
تا به‌ حال دقت کرده‌اید که رفتن به یک رستوران با این پیش‌فرض که گرسنه نیستید و میل به غذا ندارید یا منوی رستوران برای‌تان جالب نخواهد بود، امکان اینکه در آن رستوران غذایی انتخاب کنید و بالذت بخورید، بسیار کم می‌شود؟ زندگی نیز دقیقا به همین شکل است. اگر مدام به خود بگویید که امکان یافتن و رسیدن به علایق و آرزوها برای شما وجود ندارد، به جایی نمی‌رسید. باید با نگاهی باز در پی کشف فرصت‌ها باشید. مدام به خود نگویید که “من نمی‌دانم به چه چیزی علاقه دارم”، “پیگیری علایق و آرزوها سخت و دشوار است” و… . این حجم از منفی‌گرایی شما را از دیدن فرصت‌ها و امکان‌های کوچکی که دور و اطراف‌تان وجود دارند، با فاصله‌ای زیاد دور می‌کنند.
نکته مهم دیگر، اطرافیان شما هستند. چند نفر از اطرافیان شما به دنبال علاقه و آرزوهای خود می‌روند و در این زمینه موفق عمل می‌کنند؟ اگر پاسخ‌تان این است که تقریبا هیچ‌کس، باید درباره حلقه ارتباطی خود تجدید نظر کنید. وجود کسانی که با ذوق و اشتیاق در پی یافتن و رسیدن به علایق‌شان هستند، شما را نیز تشویق می‌کند و برای‌تان الهام‌بخش است.
گاهی‌اوقات آن‌ قدر می‌ترسیم و خود را ضعیف می‌پنداریم که جراتی برای ابراز علایق‌مان پیدا نمی‌کنیم. همه‌ی ما توانا هستیم و ارزشمند. پس کافی است دل به دریا بزنیم، علایق‌مان را با صدای بلند مطرح کنیم و با اشتیاقی که حاصل می‌شود در جهت دست‌ یابی به آنها تلاش کنیم.
 

2. شناخت علایق وکشف لایه‌های پنهان علایق


شناخت علایق خود
بعد از اینکه دریافتیم چه چیزها و کارهایی را دوست داریم و بیشتر می‌پسندیم، باید به سراغ ابعاد عمیق‌تر شناخت علایق برویم. مثلا شاید احساس می‌کنیم که تمایل زیادی به تدریس داریم و سعی می‌کنیم این مهارت را تجربه کنیم. خب، در اینجا لازم و ضروری است که ریشه‌های این علاقه را به‌خوبی و بادقت شناسایی کنیم. چرا دوست داریم تدریس کنیم؟ ارتباط با دانش‌آموزان؟ تکرار آموخته‌ها؟ یا شاید میل به رهبری.
همان‌طور که دیدید در پاسخ به دو مورد اول، بدیهیاتی درباره علایق آشکار شد، اما گزینه میل به رهبری نوعی لایه پنهانی و عمیق در تدریس بود که با واشکافی خواسته‌ها و علایق به آن رسیدیم. کشف نیت‌های درونی بسیار مهم است و باعث می‌شود دقیق‌تر خودمان را بشناسیم. در واقع در زندگی تمام ما لحظات و تجربه‌هایی وجود دارد که آنها را به سایر موارد ترجیح می‌دهیم. باید تلاش کنید که این لحظات و گزینه‌ها را کشف کنید. نگذارید کهاحساس شادی و خرسندی‌ای که از انجام برخی تجربه‌ها نصیب‌تان می‌شود، زیر حجمی از روزمرگی و بی‌علاقگی مدفون بشود.
بعضی از افراد در پاسخ به اینکه غذای مورد علاقه‌تان چیست، جواب می‌دهند که برایم فرقی نمی‌کند یا همه را اندازه هم دوست دارم. اگر شما نیز در این دسته از افراد قرار می‌گیرد، سریعا در رفتارتان تجدید نظر کنید. مگر می‌شود آدمی میان دو گزینه مختلف هر دو را به یک اندازه دوست بدارد؟ قطعا خیر. پس تلاش کنید تا لحظات استثنایی‌ای از تجربه‌هایی همراه با شور و اشتیاق را شناسایی کنید و در مسیر رسیدن به آنها و حضورشان در زندگی روزمره نهایت تلاش‌تان را به‌کار ببندید.

3. شناخت علایق وتجمیع علایق مختلف زیر یک چتر


شناخت علایق همسر
باید بتوانید علایق مختلف خود را شناسایی کنید و همه‌ی آنها را به‌ شکلی متحد و هم‌ سو در کنار یکدیگر داشته باشید. مثلا اگر از ما بخواهند فهرستی از علایق‌مان را نام ببریم، ممکن است با مواردی رو‌به‌رو شویم که در ظاهر کوچک‌ترین ارتباطی با یکدیگر ندارند، اما حتما راه و روشی وجود دارد که این گزینه‌های در ظاهر بی‌ربط را زیر یک چتر باهم جمع می‌کند. درواقع باید ریشه علایق خود را پیدا کنیم و ببینیم که موارد مختلف در کنار هم چگونه به رشد بهتر ما کمک می‌کنند.
مثلا فرض کنید، فردی شناخت علایق خود را این‌ چنین نام می‌برد: نقاشی، زبان فرانسه، رژیم گیاهخواری، مطالعه، تبلیغات و برندینگ و… . خب، ظاهرا این گزینه‌ها باهم ارتباطی ندارند، اما در حقیقت این فرد گنجینه‌ای از علایق در اختیار دارد که هر یک با بقیه شناخت علایق، سبک و شیوه رفتاری او را می‌سازد.

شناخت علایق فرزند
مثلا در زمینه شغلی، این فرد می‌تواند کار تبلیغات و برندینگ را برگزیند و با توجه به مهارت و دانشش در نقاشی و زبان فرانسه و رویکردی که در انتخاب رژیم غذایی دارد، نگاهی خاص و منحصربه‌فرد در انجام پروژه‌های کاری‌اش داشته باشد. نکته مهمی که باید به‌ خاطر داشته باشیم، این است که انتخاب‌های ما شخصیت و سلیقه ما را منعکس می‌کنند و در نهایت این انتخاب‌ها با محوریت ما، شخصیت و نوع نگاه‌ مان به زندگی را می‌سازند. علایقی که از آنها نام برده شد در یک فرد می‌تواند منجر به جذب مشتریان و هدایت آنها برای کار تبلیغات و برندینگ باشد. فرض کنید این فرد با میل به سازماندهی امور و اشخاص، داشتن صفحات اجتماعی جذاب و پرمخاطب در شبکه‌های اجتماعی مختلف، پینترست و… و قرار دادن تصاویر زیبا از کافه‌های مورد علاقه‌اش و استفاده از زبان فرانسه به عنوان چاشنی شعارها و تگ‌لاین‌های تبلیغاتی چقدر می‌تواند در کارش موفق باشد.
 

4. ایجاد تمایز میان شناخت علایق و سرگرمی‌ها

شناخت علایق شخصی
نکته‌‌ی ظریف و مهمی در شناسایی و به‌ کار بستن شناخت علایق وجود دارد. باید بدانیم که چه چیزهایی در ردیف علایق باثبات ما قرار دارند و قابلیت و انعطاف لازم را برای به‌کارگیری در زمینه‌های مختلف کاری و… فراهم می‌کنند. به‌عبارت بهتر، برخی از علایق ما در حد سرگرمی هستند و تبدیل آنها به ابزاری برای کارهای جدی‌تر مثل کسب درآمد، باعث می‌شود که لطف و شیرینی‌شان از دست برود.
اگر به‌دنبال کسب درآمد از طریق انجام کارهای مورد علاقه خود هستید، باید بپذیرید که ملزومات کاری نیز به آن اضافه خواهد شد و طبیعتا به سرگرم‌ کنندگی اوقات فراغت نمی‌تواند برای‌تان جذاب باشد. پس مرز باریکی که میان سرگرمی و شناخت علاقه وجود دارد، باید به‌ دقت شناسایی شود. مثلا فردی که گرافیست و نقاش خوبی است و از این کار لذت فراوانی می‌برد باید بداند که با وارد کردن این علاقه به دنیای تجارت، مسیر حرکتش از لذت بردن تام دستخوش اجرای الزاماتی خواهد شد که حرفه‌ای کار کردن و تجاری کردن علاقه باعث آن می‌شود. این طراح باید بداند که برای طراحی وبسایت‌ها، وبلاگ‌ها و محصولات مختلف نیازمند ایجاد تغییرات مورد علاقه ارباب‌رجوعان خواهد بود.

5. شناخت علایق وآزاد شدن از اسارت محدودیت‌ها

شناخت علایق زنان
دقت کرده‌اید که گاهی حتی از ابراز علایق‌مان نیز واهمه داریم؟ سال‌ها نظارت خانواده، مدرسه و هنجارهای ریز و درشتی که بعضا پایه‌هایی نامناسب و اشتباه داشته‌اند، باعث خودسانسوری و اسارت علایق ما در عمق قلب‌مان شده‌اند. به‌طوری‌که اصلا جرئت نداریم علاقه‌ها و شوق خود نسبت به چیزی را کشف و ابراز کنیم. باید شجاع باشیم. ترس و واهمه همیشه وجود دارد. فقط نباید به آن بها داد و با شجاعت و اشتیاق، آگاهانه و مصرانه تلاش‌های خود را نسبت به پیگیری علایق‌مان دنبال کنیم. وقتی بحث پیگیری علایق و ارزوها به میان می‌آید ترس‌ها، واهمه‌ها، اضطراب و… به سراغ‌مان می آیند. اما به جای گریختن و پاک کردن مسأله باید باییستیم و ریشه تک تک این موانع را کشف و برطرف سازیم.
 

6. شناخت علایق و گسترده کردن مرزهای شجاعت

شناخت علایق مردان
زندگی کردن در محدوده آرامش و آسودگی، بدون پیگیری چالش‌ها، ما را تنبل خواهد کرد. باید از محوطه امن خود خارج بشویم و آگاهانه خطرهایی را دنبال کنیم. لازم نیست با سربه‌ هوایی و بی‌ دقتی خود را به‌ خطر بیندازیم، اما باید محوطه امن خود را گسترش بدهیم. ترس‌ها، اندوه‌های بیهوده و خجالت ها را کنار بگذاریم و در مسیر رسیدن به شناخت علایق‌ خود تلاش کنیم، تجربه کسب کنیم و به خود یادآوری کنیم که فقط یک بار زندگی می‌کنیم و روزها و هفته‌های این عمر به‌سرعت می‌گذرند. یادمان باشد که منبع زایش شناخت علایق و اشتیاق ما در زندگی، قلب‌مان است. قلب هیچ‌وقت دروغ نمی‌گوید.
دنیا به شوق و شور ما نیازمند است. پس باید برای رسیدن به آنچه ندای درونی قلب‌مان به ما می‌گوید مقاومت و تلاش به خرج بدهیم. وقتی ندای درونی را عمیقا درک کردیم، مسیر رسیدن به آرزوها و شناخت علایق هموار خواهد شد.

منبع : themuse

https://keramatzade.com/13-Malicious-behavior-for-high-self-confidence-people

مسیریابی خود اعتماد دارند

13 رفتار مخرب برای ادم های با اعتماد به نفس واقعی و بالا

اعتماد به نفس واقعی با خود شیفتگی متفاوت است. هرچند این دو اغلب اشتباه گرفته می شوند، ولی افراد خود شیفته می‌خواهند، همه فکر کنند که آنها انسان‌های ویژه‌ای هستند. آنها به تحسین دیگران نیاز دارند و حس می‌کنند سزاوار تحسین و توجه دیگران هستند و این احساس، در ناامنی‌های عمیق آنها ریشه دارد؛ ولی اعتماد به‌ نفس واقعی هیچ ارتباطی با خودخواهی یا نیاز به تأیید دیگران ندارد. این دوباهم متفاوت هستند، چون با پاداش و تأیید دیگران ایجاد نمی‌شود، بلکه با سخت کوشی و ایجاد عادت‌های عالی در خود شکل می‌گیرد. همراه ما باشید، در این مقاله 13 عادت مخرب را برایتان برشمرده‌ایم که می‌توانند اعتماد به‌ نفس‌ شما را تحت‌ تأثیر قرار بدهند. همچنین به شما می‌گوییم چطور با ترک این عادات، می‌توانید به اعتماد به‌ نفس واقعی و شگفت‌انگیزی که همیشه آرزویش را داشتید، برسید.
افراد با اعتماد به نفس واقعی نیازی ندارند که دیگران آرامش و ثبات آنها را ببینند، چون اهمیتی به این مسئله نمی‌دهند. آنها می‌دانند که کدام طرف شمال است و به توانایی مسیریابی خود اعتماد دارند. برای آنها اهمیتی ندارد که چه موانعی بر سر راه‌شان قرارمی‌گیرد، چون به راهی که درپیش گرفته‌اند، ایمان دارند و می‌دانند که می‌توانند به مقصد نهایی‌شان برسند. جالب اینکه این عقیده‌ی آنها دیگران را نیز جذب می‌کند، چون باعث می‌شود که همه اعتماد به‌ نفس واقعی بیشتری نسبت‌ به خود داشته باشند.
متأسفانه برای ایجاد اعتماد به نفس واقعی (چیزی که همه‌ی ما می‌خواهیم) باید تلاش کنیم. شما نمی‌توانید فقط با خریدن لباس‌های جدید انتظار داشته باشید که اعتماد به‌ نفس واقعی خود را درطول فرازو نشیب‌های زندگی حفظ کنید، بلکه باید با کمک تمرین‌های توسعه فردی، اعتماد به‌ نفس تزلزل‌ ناپذیر که آرزوی آن را داشتید، در خود ایجاد کنید.

1. اعتماد به نفس واقعی و درگیر خودگویی منفی شدن


اعتماد به نفس پایین
بدون شک آن مربی درونی بداخلاق، در مقطعی از زندگی‌تان به شما انگیزه داده است، ولی الان شما را عقب نگه داشته است و عزت نفس شما را پایین آورده است.

2. اعتماد به نفس واقعی ،اهمیت‌ دادن بیش‌ از حد به چیزهایی که دیگران می‌گویند


اعتماد به نفس در سخنرانی
به دنبال تأیید دیگران بودن، این فکر را تقویت می‌کند که شما به تأیید و تصدیق بیرونی نیاز دارید، ولی حقیقت این است که عشق درونی شما کافی نیست. برای اهمیت ندادن به حرف مردم و اینکه بتوانید شخصیت خودتان را بسازید، از تلاش برای برآورده‌ کردن انتظارات دیگران دست بردارید و قدر خودتان را بدانید.

3. اعتماد به نفس واقعی ،هدر دادن زمان برای کارهایی مانند تماشای فیلم و سریال

برای ایجاد اعتماد به‌ نفس واقعی ، باید بتوانید به شایستگی‌ها و توانایی‌هایتان افتخار کنید. پس به‌ جای غرق‌شدن در سرگرمی‌های موقتی، روی خودتان سرمایه گذاری کنید.

4. اعتماد به نفس واقعی ،فقط دیدن کاستی‌ها به‌جای توجه‌ کردن به فرصت‌های موجود برای رشد
تمرکز کردن بر محدودیت‌ها فقط باعث قدرت‌گرفتن آنها می‌شود. ضعف‌ها و کاستی‌ها را به زمینه‌هایی برای رشد تبدیل کنید و سپس اقدام‌ کردن برای رسیدن به پیشرفتی معنی‌دار را شروع کنید.

5. اعتماد به نفس واقعی ،پرکردن زندگی‌تان با صفحه‌های نمایش به‌جای تفکر و خوداندیشی

اعتماد به نفس کاذب
مغزتان را تمام روز درگیر خیره‌شدن به صفحه‌های نمایش نکنید. تمام افراد باهوش و با استعداد، می‌خوانند و تفکر می‌کنند. به‌جای اینکه به‌دنبال سرگرمی‌ها و تفریح‌های سطحی باشید، زمان آن رسیده است که به دنبال راه‌های رسیدن به موفقیت و اعتماد به نفس وافعی و بیشتر باشید.

6. اعتماد به نفس واقعی ،همیشه به گذشته فکرکردن
فرقی نمی‌کند که چه شرایط خوب یا بدی در گذشته داشته‌اید، چون آن اتفاق‌ها قبلا رخ داده‌اند. توجه خود را به امروزتان معطوف کنید و ساخت آینده‌ای بهتر را شروع کنید.

7. اعتماد به نفس واقعی ،با نگرانی پیش‌بینی‌کردن آینده

اعتماد به نفس در رانندگی
تنها راه رسیدن به آینده‌ای که می‌خواهید این است که همین الان مفید و کارآمد باشید. خیال‌ها و رؤیاهایتان درمورد آینده ارزشی نخواهند داشت، مگر اینکه در همین لحظه دست‌ به‌ کار شوید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید.

8. اعتماد به نفس واقعی ، پرسیدن نظرات دیگران قبل از بیان نظر خود

اعتماد به نفس چیست
تجربیات و نظرات خودتان را بشناسید، موضع خودتان را داشته باشید و با پذیرابودن نسبت‌ به اطلاعات جدید، دیدگاه‌های دیگران هم گوش دهید. سعی کنید همیشه در جایگاهی منفعل و تسلیم قرارنگیرید.

9. اعتماد به نفس واقعی ،تمرکز بیش‌ ازحد بر جزئیات و به اندازه‌ی کافی فکرنکردن به مسائل کلی
چشم‌انداز متعادلی داشته باشید تا بتوانید در کاری که انجام می‌دهید درگیر شوید، بدانید به کجا خواهید رسید و ببینید که چقدر پیش رفته‌اید.

10. اعتماد به نفس واقعی ،به‌ دنبال اشیاء (یا افراد یا چیزهای) بیرونی بودن، برای آرام‌کردن زخم‌های درونی

اعتماد به نفس بالا داشتن
کسانی‌ که واقعا اعتماد به‌ نفس دارند، از دردهای عاطفی خود آگاه هستند و فعالانه با درمان این دردها یا دریافت آموزش‌های لازم برای رفع آنها تلاش می‌کنند و گرفتار مکانیسم‌های دفاعی و لذت‌های موقتی‌ای نمی‌شوند که به برطرف‌کردن مشکل اصلی و زمینه‌ای کمکی نمی‌کنند.

11. اعتماد به نفس واقعی ،تأکید بر مشکلات کوچکی که واقعا اهمیتی ندارند
ایجاد مشکل و استرس غیرضروری را متوقف کنید، چون با این کار فقط از انرژی با ارزشی که باید بر رشد فردی و حرفه‌ای‌تان سرمایه‌گذاری کنید، خالی می‌شوید.

12. اعتماد به نفس واقعی ،فکرکردن درمورد اشتباه‌ها، پشیمانی‌ها و شکست‌ها به‌جای تمرین قدرشناسی

اعتماد به نفس در کودکان
بیشتر مردم دقیقا همان چیزی نیستند که می‌خواهند باشند. آدم های شاد و با اعتماد به‌ نفس واقعی، قدر داشته‌هایشان را می‌دانند و این قدرشناسی باعث می‌شود که به رشد بیشتر و ساختن زندگی رضابت‌ بخش برای خود ادامه دهند.

13. اعتماد به نفس واقعی ،هدردادن زمان برای مقایسه‌کردن خود با دیگران
از اینستاگرام بیرون بیایید؛ حسادت کردن و غبطه‌ خوردن به زندگی دیگران، وقتی می‌توانید ارزش واقعی خودتان را کشف کنید، هیچ فایده‌ای برای‌تان ندارد. فرصت‌های بی‌شماری در جهان وجود دارد و هرچه برای بهبود مهارت‌ هایتان بیشتر تلاش کنید، اعتماد به‌ نفس واقعی و بیشتری پیدا می‌کنید و زندگی بهتری خواهید داشت.

منبع : inc